نقدی بر کتاب نبرد خدایان

اخیرا آقای کیوان گورک کتابی منتشر کرده است با عنوان

نبرد خدایان حماسه رستم و اسفندیار

که تفسیر جدیدی از این داستان غم انگیز شاهنامه است نکاتی در مورد این کتاب قابل ذکر است که به آنها اشاره می کنم:

۱- هرچند ذوق و جسارت نویسنده برای خلق اثری پیرامون شاهنامه و ارائه تفسیری جدید از بخشی از این اثر سترگ و جاویدان ستودنی است اما راهی که برای این کار انتخاب کرده  صحیح نیست.

۲- یک اثر علمی باید کاملاً معیارهای علمی را رعایت کند تا مورد قبول جوامع علمی واقع شود وگرنه چه تفاوتی بین آثار دانشگاهی و غیر دانشگاهی هست؟ یکی از این ویژگی ها ارجاع دادن به آثاری است که نویسنده از آنها استفاده کرده است، نویسنده با این که از منابع گوناگونی استفاده کرده  اما به آنها ارجاع نداده است بنابراین خواننده نمی داند کدام یک از اظهار نظرها از اوست و کدام نیست و نمی تواند در مورد نظریات او به طور دقیق قضاوت کند.

۳- هر نظریه علمی باید بر پایه استدلال منطقی و شواهد گوناگون استوار باشد تا پذیرفته شود اما نویسنده  با یک سری مفروضات ذهنی به سراغ داستان رستم و اسفندیار رفته و خواسته های خود را از آن بیرون کشیده است. درست است کسانی در مورد جنگ مذهبی بین رستم و اسفندیار حدسیاتی زده اند اما او این را به عنوان یک اصل مسلم پذیرفته و بسط داده است بی آنکه دلایل متقنی برای اثبات این امر ذکر کند.

۴- محققان در مورد مهرپرست بودن رستم حدسیاتی زده اند اما این مساله هنوز ثابت نشده است زیرا خود کیش مهر نیز یک مذهب سیال است که ویژگی های آن کاملاً روشن نیست بنابراین نمی توان این امر را نیز مسلم دانست.

۵- نویسنده  به کیش سیمرغی رستم اشاره کرده و آن را کیشی فراگیر در ایران باستان می داند بی آن که شاهدی خارج از داستان رستم و اسفندیار برای اثبات گفته خود ذکر کند و یا چارچوب و ویژگی های این کیش را مشخص نماید.

۶- عرفای ما در  متون  خود برای بیان اندیشه هایشان عناصر اساطیری و حماسی را به عنوان نماد به کار می گیرند و آنها را از سرشت خود دور می کنند، بنابراین نمی توان برای اثبات نکات اساطیری و حماسی به این آثار استناد کرد. ولی نویسنده چنین کاری را انجام داده و  بیشتر شواهد خود را از مثنوی مولانا آورده است. در حالی که برای اثبات نکات مورد نظر نویسنده باید به متون اساطیری و حماسی پیش از شاهنامه و متون تاریخی چون تاریخ طبری و گردیزی و... رجوع کرد.

 

پاره ای از سرودنامه سغدی مانوی

چونان که

سفالینه ها در آتش همی سوزند

و ذوب نشوند

ارواح جوشان نیز

رنج کشند و هرگز نمیرند.

این قطعه زیبا پاره ای است از سرودنامه سغدی مانوی که مجموعه کامل آن توسط استاد گرانقدر دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور در کتاب:

سرودهای روشنایی

جستاری در شعر ایران باستان و میانه و سرودهای مانوی

منتشر شده است. این اثر مجموعه کامل و جامعی است پیرامون موضوع مربوط که با شواهد فراوان روح تشنه جویندگان این وادی را سیراب خواهد کرد.