بررسي تأثيرات شاهنامه بر حمله حيدري باذل مشهدي

چکیده

 وحيد روياني

منيره فرضي شوب

         حمله حيدري باذل مشهدي يكي از نخستين و مشهورترين حمله هايي است كه در قرن دوازدهم سروده شده است. باذل این اثر را در بحر متقارب و قالب مثنوی به سبک و سیاق شاهنامه نوشته است، تعداد ابیات آن بین 20 تا 30 هزار بیت‌ است و شاعر پس از مناجات و نعت‌ رسول(ص) و ولی(ع) داستان تاریخ اسلام را از بعثت‌ پیامبر(ص) تا کشته شدن عثمان به نظم می‌کشد و داستان در همین جا با مرگ او ناتمام می‌ماند. پس از او چندين نفر كارش را ادامه دادند، و تکمله هایی بر کار او سرودند، شاعري‌ به‌ نام‌ نجف‌‌ در سال 1135ق‌ با سرودن‌ ابياتى‌، از میان اين‌ تكمله‌ها منظومة ميرابوطالب‌ فندرسكى‌ را به‌ حملة حيدري‌ باذل‌ ملحق‌ ساخت‌ و به‌ شكل‌ مجموعه‌اي‌ واحد درآورد. این اثر همانند سایر حماسه های پس از شاهنامه بسیار متأثر از سبک و زبان فردوسی است و گاه این تأثیر در برخی داستانها چنان پیش می رود که به مرحله تقلید می رسد. نویسنده قصد دارد در این مقاله با بررسی تطبیقی و جزء به جزء دو اثر، میزان تأثیرپذیری باذل از فردوسی را در بخش های مختلف حمله حیدری نشان دهد.

کلید واژه­ها: حمله حیدری، باذل مشهدی، شاهنامه، تأثیرپذیری.

منتشر شده در فصلنامه جستارهاي ادبي، شماره 189، تابستان 94

بررسی تطبیقی شخصيت هاي تهمینه و آرتمیس

چکیده

      تهمینه یکی از زنان جسور و فرزانه اساطیر ایران است که در شاهنامه و متون نقالی ویژگی­های گوناگونی به او نسبت داده­اند. آرتمیس نیز ایزدبانوی جنگ و شکار اساطیر یونان است که صفات و ویژگی­هایش بسیار به تهمینه شباهت دارد. نگارنده در این پژوهش بر اساس اصول مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی و با رویکرد اسطوره­شناسی تطبیقی این دو شخصیت را مقایسه نموده که نتیجه پژوهش نشان می­دهد این دو در مواردی چون نام، داشتن برادر توأمان، ارتباط با شكار و جنگل، زیبایی، باکرگی، پیشگامی در عشق، جنگاوري و تيراندازي با كمان به یکدیگر شباهت دارند، اما به خاطر ایزدبانو بودن آرتمیس و داشتن ویژگی­های بغانه و همچنین تفاوت محیط فرهنگی یونان و ایران که باعث شده آرتمیس را زنی بی­قید و بی­رحم توصیف کنند که به زندگی خانوادگی پایبندی ندارد با تهمینه تفاوت دارد. بنابراین بر اساس نظریات استراوس و یونگ می­توان گفت شباهت­های این دو شخصیت در اساطیر ایران و یونان ریشه در ساختار مشترک اساطیر دو ملت و ناخودآگاه جمعی مشترک دارد و فقط به خاطر تفاوت­های فرهنگی دو ملت، در شکل ظاهری و برخی جزئیات با هم تفاوت دارند.

کلیدواژه­ها: ادبیات تطبیقی، مکتب آمریکایی، تهمینه، آرتمیس.

منتشر شده در فصلنامه ادبيات تطبيقي فرهنگستان زبان و ادب فارسي، شماره 11، بهار 94.

سیاوش و اسطوره بازگشت جاودانه

چکیده

وحيد روياني

منصور حاتمی نژاد

          داستان سیاوش یکی از جذاب‌ترین داستان های شاهنامه است که به خاطر داشتن ریشه­ای اسطوره­ای و قرار گرفتن در متن حماسه و برخورداری از عناصر دراماتیک و تراژیک همچنان قابلیّت آن را دارد که با دیدگاهی نو واکاوی و تحلیل گردد. یکی از این دیدگاهها، نظریه «بازگشت جاودانه» میرچا الیاده است. او برای خدایان میرنده ویژگی­هایی مطرح می­کند، از جمله این که اصل و منشأ آنها مشخص نیست، در جوانی، بی‌گناه کشته می‌شوند، مرگ آنها منشأ تحولات و تغییرات بسیار می‌گردد و پس از مرگشان نیز به خاطر نیاز انسان­ها آیین­های رازآموزی پیرامون مرگ آنها شکل می‌گیرد. با توجّه به ویژگی­هایی که در متون اساطیری، حماسی و تاریخی برای سیاوش و آیین­های پس از مرگ او ذکر شده می­توان نتیجه گرفت که سیاوش یکی از همین ایزدان شهید شونده است، که نمادی از صیرورت روان بشر شده است. زیرا روح خسته از زمان، که محدودیت خود را برنمی‌تابد، با بازگشت به ‌زمان ازلی از نو متولد می‌شود. و این بازگشت جاودانه برای معتقدان به آیین سیاوش، با هر بار شرکت در سوگ او حاصل می‌شود و شرکت‌کنندگان دراینآیینراز­آموزی،هرکدامسیاوشدیگریمی‌شوند.

کلید واژه ها: سیاوش، بازگشت جاودانه، میرچا الیاده، خدایان میرنده.

منتشر شده در فصلنامه ادبيات عرفاني و اسطوره شناختي، سال 11- شماره 40- پاييز 94