مقاله ای است مستخرج از پایان نامه خانم صفیه موسوی که در همایش انجمن ترویج شهریور ماه 1393 در شهر بجنورد ارائه شد.

چكيده

        ايران و هند دو كشور بزرگ با پيشينه اساطيري، تاريخي و فرهنگي بسيار غني هستند كه علاوه بر پيشينه مشترك، ارتباطات ادبي، زباني و فرهنگي گسترده نيز داشته­اند. شاهنامه به عنوان برجسته­ترين اثر حماسي به زبان فارسي سند هويت ايرانيان است و مهابهاراتا بزرگترين و قديمي­ترين حماسه هند سند هويت هندوان به شمار مي­آيد. در اين دو اثر گاه داستان­هايي با عناصر مشترك ديده مي­شود كه نزديكي آنها بحث تأثير و تأثر را به ذهن متبادر مي كند. يكي از اين داستان­ها داستان سدنوا و سياوش است. در اين دو داستان عناصر مشترك فراواني ديده مي­شود از جمله شخصيت قهرمان دو داستان، صحنه­هاي مشابه همچون صحنه جدا شدن سدنوا و سياوش از همسرانشان، شخصيت­هاي فرعي چون پدران دو قهرمان، نقش زنان در ايجاد فاجعه، برگزاري آيين ور با آتش ، خونخواهي دو قهرمان توسط نزديكانشان و... كه وجود چنين عناصر مشابهي نشان مي­دهد اين دو داستان ريشه­اي مشترك دارند و از آبشخوري مشترك نشأت گرفته­ اند.

كليد واژه­ها: مهابهاراتا، شاهنامه، سياوش، سدنوا.