پزشک هژبر و پلنگان منم

چکیده مقاله ای است که در مجله متن شناسی ادب فارسی اصفهان شماره تابستان 1394 منتشر گردید.

کمک گرفتن از  اساطیر و قصه­های عامیانه برای حل مشکلات تصحیح متن و رسیدن به صورت صحیح قدیمی­تر­ یک واژه یا مصرع و... شیوه­ای راهگشا در تصحیح متون کلاسیک است. این شیوه خصوصاً در تصحیح ابیات شاهنامه بسیار استفاده شده است. یکی از ابیات چالش­برانگیز شاهنامه که در نسخه­های خطی و چاپ­های مختلف به صورت­های گوناگون ضبط شده بیتی است که تهمینه در داستان رستم و سهراب، هنگام معرفی خود به رستم می­آورد:          یکی دخت شاه سمنگان منم‏            بزشک هزبر و پلنگان منم

خالقی مطلق در مقاله­ای که پیرامون این بیت نوشته آن را جزو ابیات تاریک شاهنامه دانسته که در مصرع دوم ضبط درست کلمات و معنی مصراع مبهم است. ابهام در این بیت باعث شده هر یک از پژوهشگران با دلایل خود صورتی از این بیت را پذیرفته و در مورد آن اظهار نظر کند. خالقی مطلق در یادداشت­های شاهنامه ضمن پذیرفتن نظر یکی از پژوهشگران، تأکید می­کند که ضبط قدیمی­تر بیت همین است که آورده­ایم و احتمالاً آیینی در پشت آن است که ما بی­خبریم. بر همین اساس ما در این پژوهش برآنیم تا به کمک اسطوره­شناسی تطبیقی ثابت کنیم که  شخصیت تهمینه بازمانده الهه مادر یا یکی از ایزدبانوان باستانی است و همچنان که خود او تأکید کرده به واقع پزشک شیر و پلنگان بوده و با آنها در ارتباط است و ضبط قدیمی­تر بیت ضبط صحیح می­باشد.

کلیدواژه­ها: تهمینه، اسطوره­شناسی تطبیقی، تصحیح متن، ایزد مادر.

لینک مجله: http://uijs.ui.ac.ir/rpll

مقايسه تطبيقي فرّه ايزدي در شاهنامه و مهابهاراتا

چکیده مقاله ای است که همراه با خانم صفیه موسوی نگارش یافت و در مجله جستارهای ادبی دانشگاه فردوسی مشهد شماره 187 منتشر گردید.

      داستانها، شخصیت­ها و نکات مشترک اخلاقی و اجتماعی مشابه فراوان در دو اثر شاهنامه و مهابهاراتا حکایت از آبشخور مشترک این دو اثر دارد و نشان می­دهد اندیشه­ها و مفاهیمی که شالوده اساطیر این دو اثر را شکل داده­اند بازمانده دوران زندگی مشترک هندو ایرانیان است. فرّه ایزدی یکی از این مفاهیم مشترک است که در شاهنامه و مهابهاراتا نمود زیادی دارد. نویسندگان این مقاله به دنبال پاسخ این پرسش­اندكه فرّ در این دو اثر چه تشابهات و تفاوت­هایی دارد و نوع تفكر و نگرش دو ملّت بر نمود این مفهوم چه تأثیری نهاده است. در ادبیات هندو از جمله مهابهاراتا ما با یک نیروی واحد که دقیقاً معادل فرّه ایزدی باشد روبرو نیستیم، بلکه به نیروهای گوناگونی برمی­خوریم که هر کدام با بخشی از نیروی فرّه در شاهنامه هماهنگی دارد و این نیروها هر کدام اصطلاح خاص خود را دارد، ولی به طور کلی نیروی فرّ در مهابهاراتا همچون شاهنامه در حوادث خارق­العاده و به صورت اشیاء گوناگون نمود دارد که یکی از برجسته­ترین آنها عصای شاهی است که به دنده معروف است. این نیرو علاوه بر اینکه از جان شاه محافظت می­کند به او توانایی افسون، پیشگویی و شجاعت در جنگ نیز می­بخشد و عواملی همچون ناسپاسی در برابر خداوند، ظلم و ستم و کژی و نابخردی در مهابهاراتا همانند شاهنامه فرّ را از شاه دور می­کند. درباره وجوه تفاوت این دو اثر نیز باید گفت چون شاهنامه در عصر خردگرایی و مدنیّت شکل گرفته و به نظم درآمده است ولی مهابهاراتا در دوره­ای که جامعه به تفکر اساطیری نزدیک­تر بوده است، به همین جهت نیروی فرّه در مهابهاراتا نمودی ملموس و عینی­تر یافته و با طبیعت و شاه و اندام او پیوندی تنگاتنگ دارد؛ ولی در شاهنامه نیرویی درونی است و به سمت عناصر مجرّد و غیر ملموس میل پیدا کرده است.

کلیدواژه­ها: شاهنامه، مهابهاراتا، فرّه ایزدی، مقایسه تطبیقی.