مقدّمه

           بیشتر متون ادبی بر اساس ویژگی هایی که دارند در زیر مجموعه یکی از انواع ادبی قرار می گیرند، البتّه گاه متونی آفريده می شود که بینابین هستند و یا ویژگی های چند نوع ادبی را در خود دارند و یا به اشتباه به یک نوع خاص نسبت داده می شوند. سابقه تقسیم بندی انواع ادبی به زمان ارسطو در یونان باستان و هوراس رومی می رسد(شمیسا، 1378: 24) ارسطو در فن شعر خود به انواع مهم ادبی چون حماسه و تراژدی پرداخته و ويژگي هاي خاصي را براي آنها ذكر كرده است و به مرور زمان منتقدان ادبي نكات ديگري را بر اين ویژگی ها افزوده اند. نوع حماسه يك نوع ادبي فراگير است كه بيشتر ملّت هاي بزرگ و قديمي دنيا همچون ايران از آن برخوردار می باشند، به همين مناسبت طبقه بندي اين نوع و ويژگي هاي آن تقريباً در نزد همه ملت ها مشترك است. در این مقاله سعی ما بر این است که با مشخّص ویژگی های مشترك حماسه، آنها را با سام نامه تطبيق دهيم و ببینیم آیا به درستی بر این اثر نام حماسه نهاده شده است یا خیر؟ و آيا اين اثر به نوع حماسه تعلّق دارد يا رمانس؟

 

ويژگي هاي حماسه

          براي مشخّص کردن غلبه عناصر حماسي يا رمانس در سام نامه ابتدا بايد تعريفي از حماسه به دست دهيم و با ذکر ويژگي ها، مرزهاي آن را نيز مشخّص کنيم تا بتوانيم بر آن اساس ميزان حماسي بودن يک اثر را بسنجيم و سپس با تعريف رمانس و مشخّص كردن عناصر آن در سام نامه به نتيجه نهايي برسيم. دايره المعارف ها و کتاب هايي که به تعريف حماسه پرداخته اند تعاريف متفاوتي از اين نوع ادبي ارائه داده و ويژگي هاي گوناگوني براي آن برشمرده اند که در اينجا مهمترين آنها را ذکر مي کنيم:

1- اشعار روايي با مفهوم افسانه اي و پهلواني( Iranica:epic Encyclopedia).

2- اشعار روايي بلند که با سبکي عالي به توصيف دستاوردهاي يک پهلوان پرداخته و يا مسائلي را بيان مي کند که به لحاظ تاريخي، ملّي، مذهبي و افسانه اي داراي ارزش اند (Britanica:epic Encyclopedia).

 

3- داشتن انسجام ساختاري، زيرا نداشتن ارتباط و تکّه تکّه بودن باعث پايين آمدن کيفيت مي شود

                                                                                    ( Till yard, 1945: 246).

4- داشتن ارتباط نزديک با مردمي که براي آنها اين شعر معناي عميق دارد و توجّه به تاريخ و آرمانها و ارزش هاي آنها

                                                                                   ( Yarshater, 1988: 96).

5- وجود يک هيأت مرکزي پهلواني و يا جهان پهلوان که برآيند «نهاد پهلواني» است.

6- وجود يک عنصر نيرومند ذهني خواه آئيني و ماوراءالطبيعي و خواه اخلاقي و سياسي و گاه تاريخي که به آرايش سياسي مفهوم مي بخشد.

7- وجود سفرهاي مخاطره آميز و رويدادهاي ناگوار و پر خطر(مختاري، 1379: 28).

 

سام نامه و حماسه

           حال اين ويژگي ها را به ترتيب در سام نامه جستجو مي کنيم تا ببينيم که کدام يک از آنها و با چه کيفيتي در اين اثرآمده اند. چون موارد اوّل و دوّم به هم شبيه اند آنها را با يکديگر بررسي مي کنيم، روايي بودن سام نامه که نياز به بحث ندارد، زيرا اين اثر چون ساير آثار حماسي روايي است و در آنها توصيف كمتر به چشم مي خورد. امّا دربارة ساير موارد بايد گفت سام نامه ماجراي عشق پريدخت و شرح جنگ ها و دلاوري هاي او براي رسيدن به معشوق است و نه پاي كشوري در ميان است و نه بحث دفاع از ملّت و قوم و ساير مضامين حماسه هاي ملّي، بنابراين اين اثر ارزش افسانه اي و پهلواني دارد امّا ارزش ملّي ندارد. نکتة ديگري که در اينجا قابل ذکر است علوّ سبک است، اگر شاهنامه را حدّ اعلاي علوّ سبک قرار دهيم سام نامه در مقايسه با آن اثري درجه سوّم است که پس از آثاري چون گرشاسب نامه و کوش نامه قرار مي گيرد، زيرا سبک سام نامه يک دست نيست و در آن غثّ و سمين زياد ديده مي شود  و به لحاظ توصيفات و تصاوير ادبي نيز به پاي اين دو اثر نمي رسد.

          درباره مورد سوم بايد گفت: سام نامه انسجام ساختاري ندارد و داستان هاي فرعي بي شماري با موضوعات مختلف و حوادث گوناگون در کنار يکديگر آمده اند که ماجراي عشق سام به پريدخت همچون رشته اي آنها را به گرد يکديگر جمع کرده است و اگر هر کدام از اين داستان ها را از کتاب حذف کنيم هيچ آسيبي به کلّيت آن نمي رسد. به عنوان مثال مي توان از داستان هاي فرعي زير نام برد: جنگ سام با سمندان زنگي، جنگ سام با اژدها، رفتن سام به گنجينه دژ، پادشاهي سام در خاور زمين و ... كه هيچ كدام در پيرنگ داستان نقشي ندارند و نه چيزي بر آن افزوده و نه مي كاهند و حتّي تأثيري بر شخصيّت پردازي در داستان نيز ندارند.

            مورد چهارم به نوعي همان بحث ملّيت است که در بالا مطرح شد که در سام نامه اثري از آن نيست و تمام اين اثر حول محور شخصيت سام مي چرخد و از مردم و آرمان ها و آرزوهاي آنها در آن هيچ  نشاني نيست.

            مورد پنجم در سام نامه مشهود است و سام به عنوان يک جهان پهلوان برآيند نهاد پهلواني است که عنصر غالب تمام صحنه ها و فرد پيروز تمام ميدان ها است.

          مورد ششم آنچنان که در آثاري چون شاهنامه يا بهمن نامه مي بينيم در سام نامه به چشم نمي خورد، در شاهنامه ماجراي جدال خير و شرّ عنصر غالبي است که به کليّت ماجراهاي شاهنامه و آرايش نيروها معنا مي بخشد و يا در بهمن نامه حسّ انتقام جويي همين نقش را دارد؛ ولي در سام نامه يک عنصر غالب در همة ماجراها به چشم نمي خورد و در ماجراهاي مختلف انگيزه هاي متفاوتي حاکم است. مثلاً در جنگ با سمندان زنگي حس انتقام جويي انگيزاننده قهرمان است و در رزم با شدّاد انگيزة مذهبي و ... و همين عنصر يكي از مهمترين ويژگي هايي است که سام نامه را از حماسه دور کره است.

         از ميان ويژگي هاي بالا پر رنگ ترين ويژگي در سام نامه مورد هفتم است که تمام کتاب را فراگرفته و به اين لحاظ تالي گرشاسب نامة اسدي توسي است. در سر راه رسيدن سام به چين او مناطق عجيب و غريب گوناگوني را ديده و با موجودات ناشناخته برخورد مي كند و حوادث گوناگوني برايش رخ مي دهد چون: رسيدن به جزيرة سگساران، رسيدن به شهر نيمه تنان، جنگ  با سمندر ديو، رفتن به جانب بهشت شدّاد، آمدن زرّينه بال به جنگ سام، حملة مغربيان به سام، رفتن سام به سوي طلسم جمشيد، کمک خواستن سيمرغ از سام و ...

سام نامه و رمانس

         اکنون که سام نامه از دايرة حماسه دور افتاد بايد ببينيم تا کجا به نوع ادبي رمانس نزديک است، برخي از ويژگي هاي بنيادي رمانس را به ترتيب ذكر كرده و در سام نامه به دنبال آنها مي گرديم.

1- درباره اين نوع ادبي گفته اند «داستاني است که محور آن را عشق تشکيل مي دهد و پيرنگ اصلي در ارتباط با دو نفر است که عاشق يکديگر شده و به خاطر داشتن ارتباط با هم ماجراهاي گوناگون برايشان پيش مي آيد، کشمکش داستان به خاطر يک ماجراي عاشقانه است که اوج آن نيز به همين عشق ختم مي شود، نويسندة داستان براي طولاني شدن آن هر قدر بخواهد مي تواند داستان هاي فرعي را در آن درج کند»(Fuchs, 2004: 12). اين ويژگي كاملاً در سام نامه مشهود است، زيرا محور اصلي داستان در اين اثر عشق سام به تصوير پريدخت است و كوشش هاي فراوان براي رسيدن به او كه در اين ميان حوادث و جنگ هاي گوناگوني رخ داده و از مهلكه ها و خطرهاي زيادي مي گذرد تا بالاخره به عشق خود مي رسد.

2- اين نوع ادبي «عموماً با شخصيت هاي اشرافي همانند شاهان و ملكه ها، شواليه ها و خاتون ها و سرگذشت هاي شواليه اي آنها در ارتباط است» (Fuchs, 2004: 4). سام نامه اين ويژگي رمانس را نيز دارد، زيرا شخصيت هاي اصلي آن همه شاهزاده ها و پهلوانان اشرافي مي باشند كه به دربار رفت و آمد دارند و از مردم عادي در اين اثر خبري نيست. به عنوان مثال قهرمان اين اثر سام است كه جهان پهلوان دربار منوچهر شاه است و معشوق او پريدخت دختر فغفور چين است. ضد قهرمانان و كساني كه در اين راه مانع رسيدن سام به معشوق مي شوند عموماً از شاهان و شاهزادگان­اند از جمله فغفور چين و پسرش، شدّاد و شديد و....

3- «به طور معمول رمانس از شانسون دژست های قدیمی و فرم های حماسی جدا می شود زیرا لحنش کمتر پهلوانی است، پیچیده تر است، تمایل به امور تخیّلی در آن بیشتراست، ویژگی های خرافی در آن بیشتر است و معمولاً ساختار آن و اتحاد عملش سست تر است»( merchant, 1986: 487).

اين ويژگي ها نيز اگر نه به طور كامل در سام نامه ديده مي شوند، از جمله اين كه لحن اين اثر پهلواني نيست كه در اين باره قبلاً صحبت شد و نسبت به آثار حماسي و پهلواني چون شاهنامه و گرشاسب نامه داستان پيچيده تري دارد و حوادث پيچ در پيچ گوناگوني قهرمان را از رسيدن به هدف خود دور مي دارد. در اين اثر ويژگي هاي خرافي چون وجود جن و پري و جادو و طلسم فراوان به چشم مي خورد كه قهرمان دائماً با آنها روبرو شده و در آنها گرفتار مي شود.

4- «جذّابیت پهلوان رمانتیک از علاقه ما به فرار از زندگی روزمره به دنیای حکایات و حوادث و عشق آرمانی سرچشمه می گیرد، جهانی که در آن همه چیز عالی است و احساسات انسانهای میرا با اغراق بیان می شود»(hanaway, 1988: 106 ) اين عنصر رمانس نيز در اين اثر ديده مي شود. قهرمان اين اثر يعني سام قهرماني آرماني است كه شكست براي او معنا ندارد و زور و نيروي او روياي تمام پهلوانان است كه حتي بر ديوان و غولان شكست ناپذير نيز غلبه كرده و از سد جادو و طلسم مي گذرد:

                    چو بگذشت از سال عمرش دوچار          نيارست  شد  چرخ با  او   دوچار

                    به سرپنجه  دست  از  دليران   ببرد          به زربخشي آب  از كريمان   ببرد

                    چنان  شد كه  گر  برگشودي كمين         شه   چرخ  را  درربودي   ز   زين(سام نامه: 2)

 معشوق او نيز معشوقي آرماني است كه حد نهايي كمال و زيبايي است و هيچ عيب و نقصي ندارد و هر مردي آرزوي داشتن چنين معشوقي را دارد:

                   نگـار  روان بخـش شيـريـن کـلام           بهشتـي مثـال و  قيـامـت قيــام

                  نمـوداري از خلــد عنبـر سـرشـت          به رفتــار طـاووس بـاغ بهـشت

                   دو چشمش دو هاروت بابل فريب           ربـوده ز هـاروت بـابـل فـريـب

                  شبش سايه­بان بسته بر طـرف مـاه            زده سنبلش حلقـه بر گرد چــاه(106)

5- «رمانس به خاطر داشتن پایانی خوش و رضایت آمیز به خواننده احساس رضایت می بخشد، رمانس ها بر پایه اندیشه عدالت احساسی فطری شکل می گیرند، عقیده ای که مردم خوب در دنیا پاداش می گیرند و مردم بد مجازات می شوند. در رمانس عاشقانی که خطر می کنند برای رسیدن به یکدیگر عدالتی احساسی و عشقی بی قید و شرط را پاداش می گیرند»( Fuchs, 2004: 125)  

سام نامه نيز چون ديگر رمانس ها پاياني خوش و رضايت آميز دارد، سام پس از پشت سر گذاشتن جنگ ها و خطرات گوناگون بالأخره به پاداش خود كه همان معشوق است، مي رسد و با او ازدواج كرده و در شادماني و كامراني زندگي مي كند و قهرمانان ديگر نيز هر يك به كام دل خود مي رسند از جمله قمرتاش به جاي فغفور پادشاه چين مي شود و با پرينوش ازدواج مي كند:

               بفرمود که آمد قمرتاش پيش         گرفتش نشاندش به پهلوي خويش

              ورا  تاج  شاهي به سر برنهاد          ورا  نام  خاقان   چين  کرد  ياد

              ستايش  نمودند  او  را  همه          شبان گشت  خاقان، سپاهش  رمه

             پرينوش  را عقد  با او ببست          به کام دل آنگه به شاهي نشست (سام نامه: 597)

و قلوش به پادشاهي خاور مي رسد:

          به قلوش سپرد آن سراسر زمين             نشست او به شاهي خاور زمين(همان: 598)

و يا قلواد به وصال مهرافروز مي­رسد. ضد قهرمانان نيز به سرنوشت بد دچار شده و پادافره اعمال خود را مي بينند، از جمله فغفور و خاتوره و نهنگال ديو و ديو ابرها به دست سام كشته مي شوند، يا شدّاد كافر به دست سام گرفتار شده و بهشت او ويران مي شود:

                  بفرمود    شدّاد     را    آورند           تنش  را به چنگال کين بردرند

                  ابا  بند  و   زنجير   شدّاد  عاد          بيامد    بر    سام    نيرم    نژاد

                  نشست  از بر خاک، بيداد  مرد          تنش گشته لرزان و رخساره زرد

                  سپهبد بدو گفت کاي مرد شوم          ز شوميت ويران همه مرز و بوم

                 نگفتم که از چنگ من گاه جنگ          رهايي نيابي، کني کار تنگ(همان: 513)

6- «در رمانس فارسي روابط عاشقانه وي‍‍ژگي غالب است و حادثه كمتر مورد تأكيد است، و قهرمان بيشتر به عنوان يك عاشق ظاهر مي شود و كمتر در نقش هاي ديگر، بنابراين جستجوي قهرمان براي شادي و كمال شخصي عموماً در خلال جستجوي كمال عشق و وصال معشوق توصيف مي شود»( meisami, 1987: 132).

اگر از اين منظر به سام نامه نگاه كنيم مي بينيم اساس اين داستان بر پايه عشق سام و پريدخت نهاده شده و سام در اين اثر بيش از اين كه يك پهلوان باشد يك عاشق است كه اعمال پهلواني او نيز در سايه عشقش و براي رسيدن به معشوق نمود پيدا مي كند. بنابراين شادي و كمال لذّت او رسيدن به معشوق است و نه چيز ديگر.

 

نتيجه گيري

حال بر اساس اين تعاريف و ويژگي هايي که پيشتر در مورد سام نامه برشمرده شد مي توان گفت اين اثر در کليّت خود بيش از اينکه يک حماسه باشد  رمانسي است که بر اساس ماجراي عشق سام و پريدخت شکل گرفته و داستان هاي فرعي گوناگوني که پر از حوادث عجيب و غريب است در راه رسيدن عاشق و معشوق به هم قرار گرفته است و تنها نام سام به عنوان جهان پهلوان ايراني و برخي عناصر جزئي آن را به حماسه نزديک کرده است.  پس چون اين اثر از عناصر ملّي و قومي خالي است، و ویژگی هایی را که یک اثر حماسی باید دارا باشد، ندارد بنابراین نمی توان آن را در میان حماسه هاي ملّي جای داد و نام حماسه بر آن نهاد و این اثر با توجّه به عناصری که برشمرده شد در زیر مجموعه نوع ادبی رمانس قرار می گیرد.

فهرست منابع و مآخذ

1- روياني، وحيد؛ (1376)، تصحيح سام نامه و تحقيق درباره آن، پايان نامه مقطع دكتري، دانشگاه فردوسي مشهد.

2- شميسا، سيروس؛ (1378)، انواع ادبي، تهران: فردوس، چاپ ششم.

3- مختاري، محمد؛ (1379)، حماسه در رمز و راز ملّی، تهران: توس، چاپ دوم.

Encyclopedia Britanica, (1991), "Epic", edited by Robert .P. Gwin, Chicago: University Chicago.

Encyclopedia of Iranica, (2004), "Epic", edited by Ehsan Yarshater, London, Boston, Rutledge. 

Hanaway, William L., (1988), "Epic poetry", Edited by Ehsan Yarshater, The Persian heritage foundation.

Meisami, Julie Scott, (1987), Medieval Persian court poetry, Princeton: Princeton University Press.

Merchant, Paul, (1986), The Epic, London: Methuen press.

Till yard, E. M. W, (1945), The English epic tradition, London: oxford.