معرفی برخی ویژگیهای گویش رویین
800x600
مقدّمه
«از نظر تقسیمات کشوری روستای رویین جزو دهستان رویین، شهرستان اسفراین از استان خراسان شمالی است و در 28 کیلومتری شمال اسفراین و 51 کیلومتری جنوب شرقی بجنورد قرار گرفته است، این روستا از جمله روستاهای سرسبز و آباد شهرستان اسفراین است که در سمت جنوبی کوههای آلاداغ و در یکی از درههای مصفّای این رشته کوه واقع شده است»(پاپلی یزدی، 1366: 80). هوای خوب و محیط کوهستانی و وجود رودخانه باعث شده که اهالی روستا به کار کشاورزی، باغداری و دامداری بپردازند. خانه های روستا همچون روستای ماسوله ساختاری طبقاتی دارند و از خشت خام و گل ساخته شده اند، ولی در مورد قدمت آنها نمیتوان به راحتی اظهار نظر کرد. با این که شهر اسفراین، شهری باستانی است و آثار باستانی فراوانی از دورههای پیش از اسلام در آن باقی مانده و حتی آن را جزو نخستین مراکزی می دانند که آریاییها پس از ورود به ایران در آن سکنی گزیدند(فدایی، 1373: 43)، اما در روستای رویین اثری باستانی باقی نمانده به جز محلهای که به محله گبرها شهرت دارد و شاید روزگاری جایگاه زرتشتیان بوده و چنارهای کهنسالی که در مسیر رودخانه روستا از جمله در مسجد جامع وجود دارد و شاید بیش از چهارصد سال قدمت داشته باشند و امامزادهای که به شاهزاده اسحاق معروف است و در وسط روستا بقعهای دارد. جستجو در کتب تاریخ، رجال، انساب و بلاد نیز نکته خاصی را روشن نمی کند، زیرا قدیمیترین کسانی که نسبشان به این روستا می رسد مربوط به دوره قاجارند، از جمله عارف رویینی و همچنین برادرش سالک که اشعاری به گویش رویین از او باقی مانده است(فسنقری، شاهد، 1381: 251-236). اما نکتهای که در مورد این روستا قابل توجه است و از قدمت آن نشان دارد، گویش آن است. روستاهای اطراف رویین یا کرد زباناند و یا ترک زبان، اما رویین از معدود روستاهایی است که مردم آن به گویش تاتی صحبت می کنند، که«اصل آن به زبان مادی پیش از اسلام بازمی گردد، ولی هیچ یک از محققان به رواج این گویش در شمال خراسان اشاره نکردهاند»(صفرزاده، 1386: 71). گویش رویین احتمالاً باقیمانده یکی از گونههای رایج در شرق ایران بوده است که آثار ادبی گوناگونی را در دورههای گذشته خلق کردهاند، زیرا نشانههای مشترکی بین این گویش و آثار ادبی سبک خراسانی وجود دارد و آنچنان که برخی محققان از جمله اشمیت تصریح کردهاند «زبان ادبی در آغاز بر پایه گونههای شرقی زبان محاورهای مشترک، خصوصاً بر پایه گونههای رایج در ماوراءالنهر شکل گرفته است»(اشمیت، 1383: 473)
ویژگیهای گویش رویین
الف- مختصات صوتی:
1- كاربرد واو مجهول(ō):
واو مجهول (ō) یکی از مصوّتهای بلند فارسی میانه است که در فارسی امروز به «و» (u) تبدیل شده است(ابوالقاسمی، : 289) اما در برخی گویشها از جمله گویش رویین باقی مانده است:
تابوت(tavōt)، خوك(khōk)، عروس(arōs)، روز (rōz)
2- نداشتن حرف «ژ» و كاربرد «ج» به جاي آن:
گاراژ: گاراج (gāraj)، ژاكت: جاكت (jākat)، پاساژ: پاساج (pāsāj)
3- كاربرد باي تأکید:
«این باء که بر سر فعلها درمیآمده است و امروز هم در بعضی صیغهها مستعمل است باء تأکید است، این حرف در دوره اول گاه بر سر تمام صیغ داخل می شده است»(بهار، 1375، ج1: 333). این باء در گویش رویین باقیمانده، اما نه به صورت باء، بلکه گاه به «د» و گاه به «و» تبدیل شده است:
دال: دكوفتان (dekōftān)، دبستان (debestān)
واو: ودريه (vaderrÎe)، وجرقيه (vajerqÎe)، وریخته (varÎkhta)
4- جابجایی الف:
دواندن: دوندان (dōvandān) جوشاندن: جوشندان (jōŝandān)
5- باقی ماندن تلفّظ فارسی میانه:
بیشتر واژگانی که در فارسی میانه با فتحه ادا می شد و در فارسی امروز به کسره ادا می شود در گویش رویین همچنان با فتحه ادا می شود:
پی (pay)، چشم (ashmĉ)، ویران(vayrān)
در برخی موارد برخلاف صورت فارسی امروز و میانه، برخی واژگان با واو مجهول و مصوت بلند «و» تلفّظ می شود:
فارسی جدید فارسی میانه رویین
سوخت sōkht sukht
دود dōd dūd
خشک khōŝk huŝk
سرخ suxr sūrx
پشت pōŝt puŝt
جفت juft jūft
در برخی واژگان نیز صورت فارسی میانه باقی مانده است، هرچند در فارسی جدید این صورت ها دگرگون شده است:
فارسی جدید فارسی میانه رویین
دم dumb دمب dūmb
شکم aŝkambag شگمبه egūmbaŝ
دست(اهریمنی) gaw گاو gāw
5- کاربرد افعال نیشابوری:
ملک الشعرای بهار از قول مقدسی نقل می کند که مردم نیشابور در گذشته در صیغههای ماضی نقلی «س» به افعال می افزوده اند و او این نوع افعال را افعال نیشابوری نامیده است(بهار، 1375، ج1: 247). در گویش رویین نیز این نوع کاربرد فعل وجود دارد، اما نه فقط در ماضی نقلی بلکه در صیغه ماضی و مصدر:
مصدر رویین ماضی ساده رویین
دویدن davÎdan دویستان dōvÎstān دوید davÎd دویست dōvÎst
زاییدن zāyÎdan زییستان zayÎstān زایید zāyÎd زییست zayÎst
6- به کاربردن «ی» مجهول:
دکتر خانلری از قول خواجه نصیر یای مجهول «ē» حرفی می داند که میان فتحه و کسره باشد چنان که در لفظ «شیر» هست به معنی اسد(1387، ج2: 52) این مصوّت اگرچه در فارسی جدید منسوخ شده و به جای آن یای معروف «Î» به کار می رود اما هنوز در گویش رویین زنده است:
فارسی رویین فارسی رویین
سیر (ضد گرسنه)sÎr sēr شیر (خوراکی) rÎŝ rÎ ŝ
سیر ( خوراکی) sÎr sÎr شیر ( جانور) rÎŝ rēŝ
زیر zÎr zēr دیر dÎr dēr
ب- تغییرات آوایی:
1- ابدال:
تبدیل «ن» ضميرهاي متّصل به «خ»:
خودمان: خادمخ dmakhākh خودتان: خادتاخ khādtâkh
خودشان: خادشاخ khādŝākh
تبديل واو آخر كلمات به «ي»:
شفتالو: شفتَلي eftaliŝ زردآلو: زردَلي zerdali عمو: عمي ami
تبديل مصوت فتحه به كسره به منظور تسهيل تلفّظ:
گندم: گِندم gendūm رفتار: رِفتار reftār جوان: جِوان jevān
آوردن كسره به صورت «ي»:
بالش: بليشت baliŝt برنج: برينج berinj
تبديل ز به ل:
از بس که: البس كه albas-ke
تبديل «ف» به «خ»:
فشار: خچار (kheĉār)
كاربرد «ت» و «د» به جاي یکدیگر:
دویدن: دویستان dōvÎstān بده: بته bete
شصت: شصد ŝasd تابوت: توود tavōt
2- تخفیف
تبديل الف ابتداي كلمه به فتحه:
آتش: اتيش (atiŝ) آمد: امه (ama) آهن: اَهن (ahan)
تبديل مصوّت بلند الف به مصوّت كوتاه فتحه در واژه هايي كه حرف دوم آنها الف است:
لانه: لَنه(lana) خاله: خَله(khala) شانه: شَنه(anaŝ)
تبدیل «ی» و ضمير متّصل «ايد» به كسره:
خویش: خش (kheŝ)
خورديد: خاردِ (khārde) گفتيد: گفتِ (gūfte)
3- حذف:
حذف حرف آغازین برخي كلمات:
«ب»: باز: آز zā
«ه»: های جمع: دستهها: دستا خانهها: خنا
حذف «ر»: گرسنه: گوسنه gūsna
حذف «ه»: کهنه: کونه kūna
4- اشباع
تبدیل فتحه به «الف»:
فند: فاند fānd آونگ: اوانگ avāng زنگ: زانگ zāng
هر جا پس از فتحه «ف» بيايد، «ف» به «و» تبديل شده و قبل از آن «الف» مي آيد:
بنفش: بناوش benāvŝ نفس: ناوس nāvs درفش: دراوش derāvŝ
تبدیل ضمّه به «و»:
جفت: جوفت jūft پشت: پوشت pōŝt
5- افزایش:
استفاده از الف آغازين:
یونجه: ارونچه erūnĉa ستام: استام estām
افزودن «ب»: آمرود: امبرو amberov
6- قلب:
قلب حروف: الکی: اكلّي akkeli پتیله: پلته pelta
کلوچه: کولچه kolĉa طرح: طحر tahr
اضافه مقلوب: برادر شوهر: شو برار -berārŝō خواهر شوهر: شو خور –khūvarōŝ
7- ادغام:
بلندتر: بلنتر belentar راست تر: راستر rāstar
ج- شیوه کاربرد افعال:
1- آوردن فعل ماضی و مضارع به صیغه وصفی و با فعل معین:
پوسیدن: پوسی کردان pōsi-kerdān باختن: بای دیان bāy-dayān
پاشاندن: پاش پاش کردان pāŝ-pāŝ- kerdān یا: پشان كردان paŝān-kerdân
خواباندن: د خاو كردان de-khōv-kerdān
این شیوه به کار بردن فعل در گذشته مرسوم بوده و نمونههای آن را در متون ادبی میتوان دید، از جمله در داستان رستم و سهراب «خواستار كردن» به جای «خواستن» آمده است:
كه سهراب كشته است و افكنده خوار ترا خواست كردن همي خواستار
(فردوسی، 1386، 186)
و یا «بسته کردن» به جای «بستن»:
در را بسته کرد (بهار، 1375، ج2: 72)
2- كاربرد كهن فعل:
فعل رفتن به جاي شدن:
خشك رفتان khōŝk-reftān زرد رفتان reftān zard-
د باند رفتان reftān de-bānd- بلاند رفتان belānd-reftān
3- فعل پیشوندی:
فارسی جدید رویین
قرار دادن دکردان dekerdān
فروکردن دخوندیان dekhūndeyan
4- عبارت فعلی:
فارسی جدید رویین
پياده شدن وته رفتان nāva-ta-reft
خوابیدن دخو رفتان de-khov-reftān
فرار کردن به در رفتان be-dar-reftān
جستجو کردن ور رد گشتان ver-rad-geŝtān
د- حروف و ضمایر
1- استفاده از «م» نهي:
فارسی جدید رویین
نگو مگه mage
نرو مره mare
2- کاربرد ضمیر «او» به جاي «آن»:
فارسی جدید رویین
این طرف اوبر-barū
آنقدر اوقذر-qzerū
آن وقت اووقت-vaqtū
آن زمان اوحله –halaū
3- كاربرد ذال عجمي:
فارسی جدید رویین
آنقدر اوقذر -qzerū
گنبد گومبذ gūmbaz
4- استفاده از «ف» به جای «ب» امر:
فارسی جدید رویین
بروب فرو farōv
تلمب بزن فزانfazān
5- قید تعلیل:
در زبان فارسی قیدهای زیادی برای بیان علّت امر یا انجام کار به کار می رود، اما قید زیر چنین کاربردی ندارد و این از کاربردهای منحصر به فرد گویش رویین است:
بري كه (زیرا) bereyke
6- قید شک و بیان آرزو:
در زبان فارسی قیدهایی چون «شاید، مگر و...» برای بیان شک و تردید استفاده می شود و قیدهایی چون «کاش، خنک و ...» برای بیان آرزو استفاده می شود، اما در گویش رویین قید زیر هر دو نقش را به عهده دارد:
يارم yārem
ه- واژگان
در گویش رویین گاه واژگانی دیده می شود که یا از واژگان مشترک هندواروپایی به جا مانده است و یا از واژگان قدیمی فارسی باستان است که امروزه در فارسی به کار نمی رود:
نوس: (بینی) nūs این واژه یکی از واژگان مشترک هندو اروپایی است که در فارسی باستان به صورت nāh و در هند و اروپایی آغازین به صورت nās و در انگلیسی نو به صورت nose به کار می رود (کنت، 1379: 627). همچنین واژه جله jala که در گویش رویین به معنی رگبار و باران تند به کار می رود که در سانسکریت به معنی آب آمده است (شیکهر، 1337: 138) و یا خده kheda به معنی چوبدستي که همان واژه خدگ xadag پهلوي به معني چوب بلند و راست می باشد. همچنین مصدر کح کح کردان: kūh-e-kūh-kerdān به معنی سرفه کردن در گویش رویین به کار می رود که از ریشه فارسی باستان kux است و در سغدی به صورت xūf و در یغنابی به صورت xuf به کار رفته است (مصطفوی گرو، 1386: 44).
فهرست منابع و مآخذ
اشمیت، رودیگر، 1383، راهنمای زبانهای ایرانی، جلد 2، به کوشش رضایی باغبیدی و دیگران، نشر ققنوس، تهران.
بهار، محمدتقی، 1375، سبک شناسی، چاپ هشتم، امیرکبیر، تهران.
پاپلی یزدی، محمدحسین و فدایی، سید احمد،1366، «مهاجرتهای روستایی خراسان، تیپ کوهستانی-درهای، نمونه روستای رویین»، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، سال 2، شماره 2، آستان قدس رضوی، مشهد.
شیکهر، ایندو، 1337، راهنمای سانسکریت، نشر دانشگاه تهران، تهران.
صفرزاده، حبیب، 1386، پژوهشی در گویش تاتی شمال خراسان و کاربرد آن در تصحیح و شرح متون ادب فارسی، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، شماره 159.
فدایی، سید احمد، 1373، جغرافیای شهرستان اسفراین، آستان قدس رضوی، مشهد.
فردوسی، ابوالقاسم، 1386، شاهنامه، به کوشش جلال خالقی مطلق، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، تهران.
فرشیدورد، خسرو، 1388، دستور مفصل امروز، چاپ سوم، سخن، تهران.
فسنقری، غلامرضا، شاهد، احمد، 1381، مشاهیر رجال اسفراین، آستان قدس رضوی، مشهد.
کنت، رولاند، ج، 1379، فارسی باستان، ترجمه سعید عریان، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، تهران.
مصطفوی گرو، حسین، 1386، بررسی تاریخی نظام آوایی گویش کرمانجی خراسان، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، شماره 159.
مکنزی، دیوید نیل، 1383، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ترجمه مهشید میرفخرایی، چاپ سوم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران.
ناتل خانلری، پرویز، 1387، تاریخ زبان فارسی، چاپ هشتم، فرهنگ نشر نو، تهران.
Reichelt, Hans, 1968, Avesta Reader, Berlin: Walter de Gruyter & co.
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";}
مقدّمه
«از نظر تقسیمات کشوری روستای رویین جزو دهستان رویین، شهرستان اسفراین از استان خراسان شمالی است و در 28 کیلومتری شمال اسفراین و 51 کیلومتری جنوب شرقی بجنورد قرار گرفته است، این روستا از جمله روستاهای سرسبز و آباد شهرستان اسفراین است که در سمت جنوبی کوههای آلاداغ و در یکی از درههای مصفّای این رشته کوه واقع شده است»(پاپلی یزدی، 1366: 80). هوای خوب و محیط کوهستانی و وجود رودخانه باعث شده که اهالی روستا به کار کشاورزی، باغداری و دامداری بپردازند. خانه های روستا همچون روستای ماسوله ساختاری طبقاتی دارند و از خشت خام و گل ساخته شده اند، ولی در مورد قدمت آنها نمیتوان به راحتی اظهار نظر کرد. با این که شهر اسفراین، شهری باستانی است و آثار باستانی فراوانی از دورههای پیش از اسلام در آن باقی مانده و حتی آن را جزو نخستین مراکزی می دانند که آریاییها پس از ورود به ایران در آن سکنی گزیدند(فدایی، 1373: 43)، اما در روستای رویین اثری باستانی باقی نمانده به جز محلهای که به محله گبرها شهرت دارد و شاید روزگاری جایگاه زرتشتیان بوده و چنارهای کهنسالی که در مسیر رودخانه روستا از جمله در مسجد جامع وجود دارد و شاید بیش از چهارصد سال قدمت داشته باشند و امامزادهای که به شاهزاده اسحاق معروف است و در وسط روستا بقعهای دارد. جستجو در کتب تاریخ، رجال، انساب و بلاد نیز نکته خاصی را روشن نمی کند، زیرا قدیمیترین کسانی که نسبشان به این روستا می رسد مربوط به دوره قاجارند، از جمله عارف رویینی و همچنین برادرش سالک که اشعاری به گویش رویین از او باقی مانده است(فسنقری، شاهد، 1381: 251-236). اما نکتهای که در مورد این روستا قابل توجه است و از قدمت آن نشان دارد، گویش آن است. روستاهای اطراف رویین یا کرد زباناند و یا ترک زبان، اما رویین از معدود روستاهایی است که مردم آن به گویش تاتی صحبت می کنند، که«اصل آن به زبان مادی پیش از اسلام بازمی گردد، ولی هیچ یک از محققان به رواج این گویش در شمال خراسان اشاره نکردهاند»(صفرزاده، 1386: 71). گویش رویین احتمالاً باقیمانده یکی از گونههای رایج در شرق ایران بوده است که آثار ادبی گوناگونی را در دورههای گذشته خلق کردهاند، زیرا نشانههای مشترکی بین این گویش و آثار ادبی سبک خراسانی وجود دارد و آنچنان که برخی محققان از جمله اشمیت تصریح کردهاند «زبان ادبی در آغاز بر پایه گونههای شرقی زبان محاورهای مشترک، خصوصاً بر پایه گونههای رایج در ماوراءالنهر شکل گرفته است»(اشمیت، 1383: 473)
ویژگیهای گویش رویین
الف- مختصات صوتی:
1- كاربرد واو مجهول(ō):
واو مجهول (ō) یکی از مصوّتهای بلند فارسی میانه است که در فارسی امروز به «و» (u) تبدیل شده است(ابوالقاسمی، : 289) اما در برخی گویشها از جمله گویش رویین باقی مانده است:
تابوت(tavōt)، خوك(khōk)، عروس(arōs)، روز (rōz)
2- نداشتن حرف «ژ» و كاربرد «ج» به جاي آن:
گاراژ: گاراج (gāraj)، ژاكت: جاكت (jākat)، پاساژ: پاساج (pāsāj)
3- كاربرد باي تأکید:
«این باء که بر سر فعلها درمیآمده است و امروز هم در بعضی صیغهها مستعمل است باء تأکید است، این حرف در دوره اول گاه بر سر تمام صیغ داخل می شده است»(بهار، 1375، ج1: 333). این باء در گویش رویین باقیمانده، اما نه به صورت باء، بلکه گاه به «د» و گاه به «و» تبدیل شده است:
دال: دكوفتان (dekōftān)، دبستان (debestān)
واو: ودريه (vaderrÎe)، وجرقيه (vajerqÎe)، وریخته (varÎkhta)
4- جابجایی الف:
دواندن: دوندان (dōvandān) جوشاندن: جوشندان (jōŝandān)
5- باقی ماندن تلفّظ فارسی میانه:
بیشتر واژگانی که در فارسی میانه با فتحه ادا می شد و در فارسی امروز به کسره ادا می شود در گویش رویین همچنان با فتحه ادا می شود:
پی (pay)، چشم (ashmĉ)، ویران(vayrān)
در برخی موارد برخلاف صورت فارسی امروز و میانه، برخی واژگان با واو مجهول و مصوت بلند «و» تلفّظ می شود:
فارسی جدید فارسی میانه رویین
سوخت sōkht sukht
دود dōd dūd
خشک khōŝk huŝk
سرخ suxr sūrx
پشت pōŝt puŝt
جفت juft jūft
در برخی واژگان نیز صورت فارسی میانه باقی مانده است، هرچند در فارسی جدید این صورت ها دگرگون شده است:
فارسی جدید فارسی میانه رویین
دم dumb دمب dūmb
شکم aŝkambag شگمبه egūmbaŝ
دست(اهریمنی) gaw گاو gāw
5- کاربرد افعال نیشابوری:
ملک الشعرای بهار از قول مقدسی نقل می کند که مردم نیشابور در گذشته در صیغههای ماضی نقلی «س» به افعال می افزوده اند و او این نوع افعال را افعال نیشابوری نامیده است(بهار، 1375، ج1: 247). در گویش رویین نیز این نوع کاربرد فعل وجود دارد، اما نه فقط در ماضی نقلی بلکه در صیغه ماضی و مصدر:
مصدر رویین ماضی ساده رویین
دویدن davÎdan دویستان dōvÎstān دوید davÎd دویست dōvÎst
زاییدن zāyÎdan زییستان zayÎstān زایید zāyÎd زییست zayÎst
6- به کاربردن «ی» مجهول:
دکتر خانلری از قول خواجه نصیر یای مجهول «ē» حرفی می داند که میان فتحه و کسره باشد چنان که در لفظ «شیر» هست به معنی اسد(1387، ج2: 52) این مصوّت اگرچه در فارسی جدید منسوخ شده و به جای آن یای معروف «Î» به کار می رود اما هنوز در گویش رویین زنده است:
فارسی رویین فارسی رویین
سیر (ضد گرسنه)sÎr sēr شیر (خوراکی) rÎŝ rÎ ŝ
سیر ( خوراکی) sÎr sÎr شیر ( جانور) rÎŝ rēŝ
زیر zÎr zēr دیر dÎr dēr
ب- تغییرات آوایی:
1- ابدال:
تبدیل «ن» ضميرهاي متّصل به «خ»:
خودمان: خادمخ dmakhākh خودتان: خادتاخ khādtâkh
خودشان: خادشاخ khādŝākh
تبديل واو آخر كلمات به «ي»:
شفتالو: شفتَلي eftaliŝ زردآلو: زردَلي zerdali عمو: عمي ami
تبديل مصوت فتحه به كسره به منظور تسهيل تلفّظ:
گندم: گِندم gendūm رفتار: رِفتار reftār جوان: جِوان jevān
آوردن كسره به صورت «ي»:
بالش: بليشت baliŝt برنج: برينج berinj
تبديل ز به ل:
از بس که: البس كه albas-ke
تبديل «ف» به «خ»:
فشار: خچار (kheĉār)
كاربرد «ت» و «د» به جاي یکدیگر:
دویدن: دویستان dōvÎstān بده: بته bete
شصت: شصد ŝasd تابوت: توود tavōt
2- تخفیف
تبديل الف ابتداي كلمه به فتحه:
آتش: اتيش (atiŝ) آمد: امه (ama) آهن: اَهن (ahan)
تبديل مصوّت بلند الف به مصوّت كوتاه فتحه در واژه هايي كه حرف دوم آنها الف است:
لانه: لَنه(lana) خاله: خَله(khala) شانه: شَنه(anaŝ)
تبدیل «ی» و ضمير متّصل «ايد» به كسره:
خویش: خش (kheŝ)
خورديد: خاردِ (khārde) گفتيد: گفتِ (gūfte)
3- حذف:
حذف حرف آغازین برخي كلمات:
«ب»: باز: آز zā
«ه»: های جمع: دستهها: دستا خانهها: خنا
حذف «ر»: گرسنه: گوسنه gūsna
حذف «ه»: کهنه: کونه kūna
4- اشباع
تبدیل فتحه به «الف»:
فند: فاند fānd آونگ: اوانگ avāng زنگ: زانگ zāng
هر جا پس از فتحه «ف» بيايد، «ف» به «و» تبديل شده و قبل از آن «الف» مي آيد:
بنفش: بناوش benāvŝ نفس: ناوس nāvs درفش: دراوش derāvŝ
تبدیل ضمّه به «و»:
جفت: جوفت jūft پشت: پوشت pōŝt
5- افزایش:
استفاده از الف آغازين:
یونجه: ارونچه erūnĉa ستام: استام estām
افزودن «ب»: آمرود: امبرو amberov
6- قلب:
قلب حروف: الکی: اكلّي akkeli پتیله: پلته pelta
کلوچه: کولچه kolĉa طرح: طحر tahr
اضافه مقلوب: برادر شوهر: شو برار -berārŝō خواهر شوهر: شو خور –khūvarōŝ
7- ادغام:
بلندتر: بلنتر belentar راست تر: راستر rāstar
ج- شیوه کاربرد افعال:
1- آوردن فعل ماضی و مضارع به صیغه وصفی و با فعل معین:
پوسیدن: پوسی کردان pōsi-kerdān باختن: بای دیان bāy-dayān
پاشاندن: پاش پاش کردان pāŝ-pāŝ- kerdān یا: پشان كردان paŝān-kerdân
خواباندن: د خاو كردان de-khōv-kerdān
این شیوه به کار بردن فعل در گذشته مرسوم بوده و نمونههای آن را در متون ادبی میتوان دید، از جمله در داستان رستم و سهراب «خواستار كردن» به جای «خواستن» آمده است:
كه سهراب كشته است و افكنده خوار ترا خواست كردن همي خواستار
(فردوسی، 1386، 186)
و یا «بسته کردن» به جای «بستن»:
در را بسته کرد (بهار، 1375، ج2: 72)
2- كاربرد كهن فعل:
فعل رفتن به جاي شدن:
خشك رفتان khōŝk-reftān زرد رفتان reftān zard-
د باند رفتان reftān de-bānd- بلاند رفتان belānd-reftān
3- فعل پیشوندی:
فارسی جدید رویین
قرار دادن دکردان dekerdān
فروکردن دخوندیان dekhūndeyan
4- عبارت فعلی:
فارسی جدید رویین
پياده شدن وته رفتان nāva-ta-reft
خوابیدن دخو رفتان de-khov-reftān
فرار کردن به در رفتان be-dar-reftān
جستجو کردن ور رد گشتان ver-rad-geŝtān
د- حروف و ضمایر
1- استفاده از «م» نهي:
فارسی جدید رویین
نگو مگه mage
نرو مره mare
2- کاربرد ضمیر «او» به جاي «آن»:
فارسی جدید رویین
این طرف اوبر-barū
آنقدر اوقذر-qzerū
آن وقت اووقت-vaqtū
آن زمان اوحله –halaū
3- كاربرد ذال عجمي:
فارسی جدید رویین
آنقدر اوقذر -qzerū
گنبد گومبذ gūmbaz
4- استفاده از «ف» به جای «ب» امر:
فارسی جدید رویین
بروب فرو farōv
تلمب بزن فزانfazān
5- قید تعلیل:
در زبان فارسی قیدهای زیادی برای بیان علّت امر یا انجام کار به کار می رود، اما قید زیر چنین کاربردی ندارد و این از کاربردهای منحصر به فرد گویش رویین است:
بري كه (زیرا) bereyke
6- قید شک و بیان آرزو:
در زبان فارسی قیدهایی چون «شاید، مگر و...» برای بیان شک و تردید استفاده می شود و قیدهایی چون «کاش، خنک و ...» برای بیان آرزو استفاده می شود، اما در گویش رویین قید زیر هر دو نقش را به عهده دارد:
يارم yārem
ه- واژگان
در گویش رویین گاه واژگانی دیده می شود که یا از واژگان مشترک هندواروپایی به جا مانده است و یا از واژگان قدیمی فارسی باستان است که امروزه در فارسی به کار نمی رود:
نوس: (بینی) nūs این واژه یکی از واژگان مشترک هندو اروپایی است که در فارسی باستان به صورت nāh و در هند و اروپایی آغازین به صورت nās و در انگلیسی نو به صورت nose به کار می رود (کنت، 1379: 627). همچنین واژه جله jala که در گویش رویین به معنی رگبار و باران تند به کار می رود که در سانسکریت به معنی آب آمده است (شیکهر، 1337: 138) و یا خده kheda به معنی چوبدستي که همان واژه خدگ xadag پهلوي به معني چوب بلند و راست می باشد. همچنین مصدر کح کح کردان: kūh-e-kūh-kerdān به معنی سرفه کردن در گویش رویین به کار می رود که از ریشه فارسی باستان kux است و در سغدی به صورت xūf و در یغنابی به صورت xuf به کار رفته است (مصطفوی گرو، 1386: 44).
فهرست منابع و مآخذ
اشمیت، رودیگر، 1383، راهنمای زبانهای ایرانی، جلد 2، به کوشش رضایی باغبیدی و دیگران، نشر ققنوس، تهران.
بهار، محمدتقی، 1375، سبک شناسی، چاپ هشتم، امیرکبیر، تهران.
پاپلی یزدی، محمدحسین و فدایی، سید احمد،1366، «مهاجرتهای روستایی خراسان، تیپ کوهستانی-درهای، نمونه روستای رویین»، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، سال 2، شماره 2، آستان قدس رضوی، مشهد.
شیکهر، ایندو، 1337، راهنمای سانسکریت، نشر دانشگاه تهران، تهران.
صفرزاده، حبیب، 1386، پژوهشی در گویش تاتی شمال خراسان و کاربرد آن در تصحیح و شرح متون ادب فارسی، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، شماره 159.
فدایی، سید احمد، 1373، جغرافیای شهرستان اسفراین، آستان قدس رضوی، مشهد.
فردوسی، ابوالقاسم، 1386، شاهنامه، به کوشش جلال خالقی مطلق، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، تهران.
فرشیدورد، خسرو، 1388، دستور مفصل امروز، چاپ سوم، سخن، تهران.
فسنقری، غلامرضا، شاهد، احمد، 1381، مشاهیر رجال اسفراین، آستان قدس رضوی، مشهد.
کنت، رولاند، ج، 1379، فارسی باستان، ترجمه سعید عریان، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، تهران.
مصطفوی گرو، حسین، 1386، بررسی تاریخی نظام آوایی گویش کرمانجی خراسان، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، شماره 159.
مکنزی، دیوید نیل، 1383، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ترجمه مهشید میرفخرایی، چاپ سوم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران.
ناتل خانلری، پرویز، 1387، تاریخ زبان فارسی، چاپ هشتم، فرهنگ نشر نو، تهران.
Reichelt, Hans, 1968, Avesta Reader, Berlin: Walter de Gruyter & co.
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";}
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ ساعت 12:19 توسط وحید رویانی
|